تبليغاتX
راه زندگی

راه زندگی

زندگی مشکلی نیست که باید آن را حل کرد زندگی هدیه است که باید از آن لذت برد(چارلی چاپلین

گنجشک با خدا قهر بود

گنجشک با خدا قهر بود… روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد… و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و… خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست… سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی. گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد... به یاد داشته داش هرگاه احساس میکنی خدا به تو پشت کرده است برگرد شاید تو به خدا پشت کرده باشی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 19:28  توسط پروانه شکننده  | 

مردی در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری آن دارد.  

1-جنگ 100ساله چقدر طول کشید؟ 

 الف-116سال ب-99سال ج100-سال د-15سال 

 او نمیتواند به سوال جواب دهد .  

2-کلاه های پاناما در چه شهری تولید میشوند؟  

الف:برزیل ب:شیلی ج:پاناما د:اکوادور  

حالا او باخجالت از دانشجویان تماشاگر در خواست کمک میکند. 

 3-روس ها در چه ماهی انقلا ب اکتبر را جشن میگیرند؟ 

 الف:ژانویه ب:سپتامبر ج:اکتبر د:نوامبر خوب!  

بقیه حضار باید به دادش برسند. 

 4-اسم شاه جرج ششم چه بود؟  

الف:ادر ب:آلبرت ج:جرج د:مانوئل .  

این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضایفرصت مینماید. 

 5-نام جزایر قناری از کدام حیوان گرفته شده است؟ 

 الف:قناری ب:کانگارو ج:توله سگ د:موش 

 در این جاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف میدهد... ****************************************** 

 جواب ها اگر خیلی به خودتون میبالید که جوابهارو میدونید و به این بنده خدا کلی خندیدید 

 بهتره اول به جوابها یه نگاهی بندازید.  برید به ادامه ی مطلب                                 نظر فراموش نشه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 19:1  توسط پروانه شکننده  | 

جمله های کوتاه کوتاه

آلبرت انیشتین میگه:


عشق مثل ساعت شنی میمونه. همزمان که قلبتو پر میکنه مغزتو خالی میکنه. البته برای کسایی که مغزشون پره! تو راحت باش

 

شادترین افراد، لزوماً بهترین چیزها را ندارند فقط از آنچه که دارند بهترین استفاده را می‌کنند .

 

هیچ چیز واقعا خراب نیست!!! ... حتی ساعتیکه از کار افتاده دو بار در روز زمان را درست نشان میدهد.

 

اگه یه روزی توی یه راهی به یک دری رسیدی که یه قفل بزرگ بهش بود، از باز کردنش نا امید نشو چون اگه قرار بود باز نشه به جاش دیوار می ساختند.

 

سيزده نكته مهم زندگي از گابريل گارسيا ماركز
يك : دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام بودن با تو پيدا مي كنم
دو : هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود
سه : اگر كسي تو را آن گونه كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد
چهار : دوست واقعي كسي است كه دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند
پنج : بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه د ر كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد
شش : هرگز لبخند را ترك نكن . حتي وقتي ناراحتي . چون هر كس ممكن است عاشق لبخند تو شود
هفت : تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي
هشت : هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران
نه : شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را . به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي
ده : به چيزي كه گذشت غم نخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن
يازده : هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند . با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكني
دوازده :خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آن كه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد
سيزده : زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري!!!

 

اقیانوس ارام بزرگترین اقیانوس است پس ارام باش تا بزرگ باشی!!!

 

بهترين مترجم کسي است که سکوت ديگران را ترجمه کند!!!

 

فرشه ها وجود دارن اما چون بعضی هاشون بال ندارن ما بهشون میگیم "دوست"!!!

 

نظر فراموش نشه




 



+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 17:19  توسط پروانه شکننده  | 

تصمیم

کوهنوردي می‌خواست از بلندترین کوه ها بالا برود. او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.
شب، بلندی های کوه را تماماً در برگرفته بود و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود و ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود. همانطور که از کوه بالا می رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد، از کوه پرت شد. در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید. و احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله قوه جاذبه او را در خود می گرفت. همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظیم، همه ی رویدادهای خوب و بد زندگی به یادش آمد.اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به او نزدیک است.
ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود. و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نمانده جز آن که فریاد بکشد:
" خدایا کمکم کن"
ناگهان صدایی پر طنین که از آسمان شنیده می شد، جواب داد:
" از من چه می خواهی؟ "
- ای خدا نجاتم بده!
- واقعاً باور داری که من می توانم تو را نجات بدهم؟
- البته که باور دارم.
- اگر باور داری، طنابی که به کمرت بسته است را پاره کن!
.... یک لحظه سکوت... و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد.
چند روز بعد در خبرها آمد: یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند. بدنش از یک طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود.
او فقط یک متر با زمین فاصله داشت!
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 17:0  توسط پروانه شکننده  | 

ترسناک ترین داستان دنیا

آخرین انسان زمین تنها در خانه اش نشسته بود که ناگهان در زدند
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 13:36  توسط پروانه شکننده  | 

بیا با هم زندگی را از نو بسازیم

 

زندگی زیباست ای زیبا پسند                                     زنده اندیشان به زیبایی رسند

آن قدر زیباست این بی بازگشت                                 کز برایش می توان از جان گزشت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 22:56  توسط پروانه شکننده  |